X
گل سرخی برای تو
" دوستت دارم"را من دلاويز ترين شعر جهان يافته ام اين گل سرخ من است دامني پر كن ازين گل كه دهي هديه به خلق راز خوشبختي هر كس به پراكندن اوست !!!

 

رویای با تو بودن...


بازهم برای تو مینویسم تا بدانی که یادتو در لحظه لحظه من جاریست.

باز هم از دیوارهای فاصله عبور میکنم ودر ژرفای لحظه باتوبودن گم میشوم و در آن لحظه رویایی اوج در دریای بی پایان چشمانت غرق میشوم تا در آن لحظه در نگاه تو گم شوم تا خودم را بیابم واز زندان لحظه های بی تو رها شوم.....شاید بتوانم به رویای با توبودن برسم

و چه رویای شیرینی است رویای با توبودن رویایی که دست من را به دستان گرم تو میرساند.آنگاه من در گرمای وجود تو ذوب میشوم در آن زمان دیگر زبان از سخن گفتن عاجز است.

در این رویای دلنشین تنهای دلهای ما هستند که باهم نجوا میکنند، گویی از پیوند دستهای ما روح ما هم به هم پیوند خورده

و چه زیباست رویای با توبودن.......

 

 

 

+ نوشته شده در 1388-آبا-13ساعت 11:31 توسط رز سرخ
مهم اين نيست كه :
 
 

كي باشيم ، كجا باشيم ، چرا باشيم ،چطور باشيم !
 
 

مهم اينه كه :
 
 

با هم باشيم ، به ياد هم باشيم ، براي هم باشيم . . .
 
 
 
 
+ نوشته شده در 1388-مرد-10ساعت 06:11 توسط رز سرخ

 

 

 


شب است و ياد تو مرا پر از ترانه ميکند،

 

 چه کرده اي که دل تو را چنين بهانه ميکند...

 

+ نوشته شده در 1388-ارد-29ساعت 02:21 توسط رز سرخ

 

 

و من ،‌ شب را


به خيال تو مي آرايم


با همه زيبايي که


در گلبرگهاي ياس نهفته است


بگذار دستت را در دست من...

 

 

+ نوشته شده در 1388-ارد-22ساعت 02:09 توسط رز سرخ

 

 

گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟

 گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است

 ولی رويا يک آرزوی شيرين و دست نیافتنی 

             

            

گفت من رويا هستم يا آرزو؟

گفتم رويایی که به حقيقت پيوستن

  آن يک آرزوی شيرين است ...

 

 

 

+ نوشته شده در 1388-ارد-16ساعت 02:40 توسط رز سرخ

 

 

زندگی مثل پیانو است،


دکمه های سیاه برای غمها


و دکمه های سفید برای شادیها ،


اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت


که دکمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی ...

 



 

+ نوشته شده در 1388-فرو-17ساعت 04:19 توسط رز سرخ

 

 

خوشبختي نامه اي نيست که يک روز نامه رساني زنگ در خانه ات را بزند

 

 

و آنرا به دستهاي منتظر تو بسپارد

 

 

 

خوشبختي ساختن عروسکي کوچک است از يک تکه خمير نرم رنگين ،

 

 

 

به همين سادگي ...به خدا به همين سادگي

 

 

 

اما يادت باشد که جنس آن خمير بايد از عشق و ايمان باشد نه هيچ چيز ديگر...

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 1387-اسف -17ساعت 09:53 توسط رز سرخ

 

 

 

 

چه فرقي مي کند...همين جا مي نشينم...

 

 

 

 

 

کنار همين جاده که به نمي دانم کجاي رويا مي رسد

 

 

پشت به همه ابر هايي که خيال باريدن ندارند

 

 

و رو به خواب هايي که به" آمدن" تو تعبير مي شوند...

 

 

همين جا مي مانم با همان ذکر هميشگي"دوستت دارم".

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 1387-اسف -4ساعت 02:10 توسط رز سرخ

 

هنوز در به در کوچه هاي خاطره ام

 

هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام

 

هنوز مثل نخستين نگاه عاشق تو

 

در انحصار غم عشق در محاصره ام...

 

 

 

+ نوشته شده در 1387-بهم-24ساعت 05:37 توسط رز سرخ
 

 

مي شود اي دوست آيا آن نگاهت را خريد ؟

 

 

يا براي آسمان ها روي ماهت را خريد؟

 

 

 

من دلم لبريز از آشوب و زنگار رو غم است

 

 

مي شود آيينه وش يه لحظه آهت را خريد؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در 1387-بهم-18ساعت 03:20 توسط رز سرخ

 

 

 از تمام دنيا فقط چشمهايت را خواستم آيا آسمان سهم زيادي از دنياست ؟

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 1387-بهم-16ساعت 10:04 توسط رز سرخ

 

 

اگر روزي عاشق شدي...

 

 

قصه ات را براي هيچكس بازگو نكن...

 

اين روزها چشم حسودان به دود اسپند عادت كرده است ...

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 1387-بهم-13ساعت 01:50 توسط رز سرخ

 

براي چشم عاشق تو نامه پست مي کنم


همیشه آن تبسمي که ميل توست مي کنم

 


غم شکستن من وتو هم تمام مي شود


تو فکر راه را نکن خودم درست مي کنم

 

+ نوشته شده در 1387-بهم-11ساعت 05:16 توسط رز سرخ
 
 
 

تنهاتر از نگاه ِ من، اينجا نگاه نيست...

 



 
+ نوشته شده در 1387-بهم-9ساعت 09:05 توسط رز سرخ

 

تو را نمي دانم...

 

 

ولي ... اولين نگاه من به تو

 

 

نه از سر مهر بود... و نه در زير مهتاب

 

 

اما روزگار بارها و بارها نگاه ما را در هم آميخت

 

 

تا به تو بينديشم

 

 

و اين بار از سر انديشه و عشق تو را نگريستم...

 

 

اما هنوز نمي دانم؟

 

 

که ابتدا انديشيدم و سپس عاشق شدم

 

 

يا در پي عشق به فکر فرو رفتم ...

 

 

 

+ نوشته شده در 1387-بهم-6ساعت 03:01 توسط رز سرخ

 

 

اين روزها که از همه سايه ها و آدمهاي رنگي دلم به درد آمده است

 

 

تنها به پنجره اي که عطر آرامش تو را مي پراکند چشم دوخته ام

 

 

 

+ نوشته شده در 1387-بهم-2ساعت 09:49 توسط رز سرخ

 

ديشب دلم هواي تو کرد و تو نبودي

چشمانم براي تو باريد و تو نبودي

آن يادگاري زيبا برگ گل سرخ

تصوير اسم زيباي تو بود تو نبودي


 


 

چشمانم تمناي نگاه تو ميکرد

در آتش عشقِ تو بود و تو نبودي

آن قامت رعنا که سفر کرد

دلم تنها در حسرت ديدار تو بود و تو نبودي...

 

 

   

+ نوشته شده در 1387-بهم-1ساعت 09:24 توسط رز سرخ

  

 

انتظار...



واژه ي غريبي است...



واژه اي است که روزها يا شايدم ماه هاست که با آن خو گرفته ام...



که چه سخت است انتظار...



هرصبح طلوعي ديگر است بر انتظار فرداهاي من!



خواهم ماند تنها در انتظار تو...



چرا نوشتم در برگ تنهاييم براي تو ، نمي دانم؟

 

    

 

+ نوشته شده در 1387-دي-30ساعت 11:59 توسط رز سرخ
 

تو نيستي که انگار هيچکس نيست ...

 

تو نيستي که ديگر موسيقي شنيدني نيست ...

 

تو نيستي که ديگر ترانه جانانه نيست...



تو نيستي ...



و وقتي تو نيستي ديگر رفيق دلتنگي ها و همسفرهء گريه هايم نيست...



وقتي به تو فکر ميکنم



زيباتر ميشوم...عاشق تر ميشوم... خوشرنگ تر ميشوم...خوش صداتر ميشوم...



يادواره هاي تو مرا به يک قديس مي رسانند...



هيچکس...مثل تو رفيق نبود آرامش تو مرهم زخم جان بود ...

 

 هيچکس مثل تو دست گرم رفاقت را نمي شناخت ...

 

هيچکس مثل تو جاي امن عشق را بلد نبود...



ترانه هاي من غيبت تو را بغض کرده اند...



ترانه هاي من بي وقفه تو را به نام مي خوانند...



ترانه هاي من تو را تا هميشهء صدا مي گريند...

+ نوشته شده در 1387-دي-29ساعت 10:58 توسط رز سرخ
 

 

در شبان غم تنهايي خويش

 

 

عابد چشم سخنگوي توام

 


 

اي كه گفتي عشق را به هجران درمان ميكند


كاش ميگفتي كه هجران را چه درمان ميكند

 

+ نوشته شده در 1387-دي-26ساعت 11:01 توسط رز سرخ

 

 

امشب تمام حوصله ام را

 

در يک کلام کوچک

 

در "تو" خلاصه کردم:

 

اي کاش مي شد

 

يک بار

 

تنها همين

 

يک بار

 

تکرار مي شدي!

 

تکرار...

 

 

+ نوشته شده در 1387-دي-25ساعت 09:46 توسط رز سرخ

 

هر چه زيباست مرا ياد تو مي اندازد

 

آن که بيناست مرا ياد تو مي اندازد

 

 

 

تو که نزديک تر از من به مني مي داني

 

دل که شيداست مرا ياد تو مي اندازد

 

 

 

هر زمان نغمه ي عشقي است که من مي شنوم

 

از تو گوياست ، مرا ياد تو مي اندازد

 

 

 

ديگران هر چه بخواهند بگويند که عشق

 

بي کم و کاست مرا ياد تو مي اندازد

 

 

 

ساعتي نيست فراموش کنم ياد تو را

 

غم که با ماست مرا ياد تو مي اندازد

 

        

 

 

+ نوشته شده در 1387-دي-24ساعت 01:00 توسط رز سرخ

 

  دونه هاي برف از آسمون فقط براي ديدن چشمات پايين ميان ،

 

 اما پاشونو که به زمين ميزارن فداي مهربونيهات ميشن ...  

 


 سلام ، هوا داره سرد ميشه ، مواظب باش کسي از سردي هوا به گرمي قلبت پناه نبره !

 

+ نوشته شده در 1387-دي-23ساعت 11:25 توسط رز سرخ
 

يک نفر دلتنگ است...

 

يک نفر سخت دلش بارانيست...

 

يک نفر در گلوي خويش بغض خيسي دارد،بغض کالي دارد....

 

يک نفر طرح وداع مي کشد روي گل سرخ خيال....

 

+ نوشته شده در 1387-دي-22ساعت 09:34 توسط رز سرخ

 

اگر مثل ستاره ها در آسمان هم لانه کني...

 

 

 

آنجا که دست هيچ نردباني حتي به نگاه تو نمي رسد...

 

 

 

من حاضرم براي بودن در کنارت

 

 

 

پرواز را بياموزم! نازنينم….

 

 

+ نوشته شده در 1387-دي-21ساعت 09:53 توسط رز سرخ

ميدانم فاصله ما زياد شده اما نميدانم تو دور شده اي يا من

 

 

تو سفر کردي يا من جا ماندم

 

 

تو تکرار کردي يا من .......

 

 

ولي کاش !!!

 

 

ولي کاش آينه اي داشتي

 

 

و ميديدي کسي در پشت منظر نگاهت هم آغوش خاک گشته

 

 

و لحظه لحظهء خاطرات بودنت را در اين فاصله ها ميگذارد تا به تو نزديک تر شود ......

 

 

کاش ميدانستي که کسي آمار قدمهايت را دارد....

   

      

+ نوشته شده در 1387-دي-20ساعت 09:43 توسط رز سرخ
 

 

 

به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه كن...

 

 

كسي هست كه عاشقانه تو را مي نگرد و منتظر توست...

 

 

اشكهاي تو را پاك مي كند و دستهايت را صميمانه مي فشارد...

 

 

تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت

 

 

به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه كن

 

 

و اگر باور داشته باشي مي بيني ستاره ها هم با تو حرف ميزنند...

 

 

باور كن كه با او هرگز تنها نيستي هرگز ...

 

 

فقط كافي است عاشقانه به آسمان نگاه كني...

 

 

 

+ نوشته شده در 1387-دي-19ساعت 03:40 توسط رز سرخ
 

 

براي او مي نويسم ...

 


او که تنش بوي گلهاي سرخ را مي دهد ...

 


براي او که جادوي کلامش زيباترين لغت را قلم مي زد ...

 


براي او که قلبش به وسعت درياست  ...

 


و قايق قلب من در آن غرق شد ...

 


رفت و من تنها تر از تنها شدم ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در 1387-دي-19ساعت 11:33 توسط رز سرخ

" دوستت دارم"را

 

من دلاويز ترين شعر جهان يافته ام

 

 

اين گل سرخ من است

 

 

دامني پر كن ازين گل كه دهي هديه به خلق

 

 

راز خوشبختي هر كس به پراكندن اوست !!!

 

 

+ نوشته شده در 1387-دي-19ساعت 11:18 توسط رز سرخ